تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايمان زيربناى شريعت (فارسى) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
بىگناهى كه خواهد ريخت ، از حكمت اين كار جويا مىشوند . آغاز مىشود اين ماجرا با داستان بيرون آمدن آدم از بهشت كه مزهء ميوهء درخت ممنوع را چشيد پايان مىپذيرد و با مادر گناهان ، يعنى خوددارى ابليس از سجده در برابر آدم ، ادامه مىيابد . فرشتگان هنگام اعتراض مؤدّبانه از حدّ خود پا فراتر نهادند ، زيرا بر آنها بود كه وقتى خداوند آنها را از ارادهء خود آگاه كرد ، در برابر او سر تسليم فرود آورند . آنها بعداً دريافتند كه اعتراض آنها خطا بوده است ، زيرا خداوند ، اسمائى را به آدم آموخت كه فرشتگان از آن آگاهى نداشتند و به او دستور داد كه اين اسماء ، علم اسرار آفرينش و نامگذارى موجودات را به ايشان نيز بياموزد . آدم ، گناه خود را با توبه بشست ، ولى آثار اين سركشى و تسليم ناپذيرى ( در هر درجه‌اى كه بود ) همچنان باقى ماند ، زيرا نسل او از بهشت رانده شدند . اين چهره در ابليس ، كاملًا متفاوت است ، زيرا تا به امروز همچنان سركشى مىكند و اين درجات تسليم ناپذيرى از اعتراض فرشتگان تا خوردن ميوهء درخت ممنوع و آنگاه توبهء آدم و همسرش ، سركشى ابليس و استمرار گمراهى ، همگى پندهايى هستند كه درجات آنها با يكديگر متفاوت است و ضرورت تسليم در برابر خدا را به ما مىآموزند تا زيرسازى براى ايمان باشد و به خواست خدا اينك به تفصيل دربارهء اين بصيرتها سخن مىگوييم .

اوّل - پيوند تسليم و ايمان :

خداوند مىفرمايد : الَّذِينَ آمَنُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا مُسْلِمِينَ « 1 » . « آن كسانى كه به آيات ما ايمان آورده‌اند و تسليم امر ما شده‌اند . » با تأمّل در اين آيه درمىيابيم كه ايمان و تسليم ( اسلام ) يك حقيقت واحد هستند . اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - سورهء زخرف ، آيهء 69 .