« اسلام را چنان تعريف كنم كه هيچكس پيش و پس از من آن را جز اين گونه تعريف نكرده و نخواهد كرد : اسلام همان يقين و يقين همان تصديق و تصديق همان اقرار و اقرار همان عمل و عمل همان خوب انجام دادن است . مؤمن دينش را از نظر شخصى خود نمىگيرد ، بلكه اين دين از سوى خدا به نزد او مىآيد و او آن را مىستاند . مؤمن ، يقين خود را در عملش مىبيند و كافر ، انكار خود را در عمل خويش مىيابد . سوگند به خدايى كه جان من در يد قدرت اوست آنها كار خود را ندانستند و انكار كافران و منافقان را با كارهاى پليدشان در نظر آوردهاند . « 1 » »
دوم - چرا تسليم در برابر خدا
؟ چند بينش است كه ما را به تسليم در برابر خدا وامىدارند ؛ تسليمى كه در پيروى از دين او و فرمانبرى از وليّش جلوهگر است :
1 - اينك كه آسمانها و زمين ، رام و تسليم خداوند جهان هستند ، ما بنىبشر را مىرسد كه به كژراهه رويم ؟ ما به هنگام تسليم در برابر خدا در حقيقت ، با سرشت آفرينشى هماهنگ شدهايم كه ما را در برگرفته است ، در حالى كه اگر سركشى پيشه كنيم هر آنچه در گرد ماست بر ما سر خواهد كشيد ، زيرا هر چيزى پيرو خداوند جهانيان است و خداوند مىفرمايد :
أَفَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ . . . « 2 » .
« آيا دينى جز دين خدا مىجويند حال آنكه آنچه در آسمانها و زمين است خواه ناخواه تسليم فرمان او هستند . . . »
2 - داستان آفرينش انسان ما را به ضرورت تسليم مىكشاند . فرشتگان در اعتراض به خداوند ، به طور كامل تسليم نشدند و در برابر ارادهء او كه خبر داده بود مىخواهد در زمين جانشين قرار دهد ، به خطا و اشتباه رفتند . و اين خطا در لحظهاى روشن شد
هامش
( 1 ) - اصول كافى ، ج 2 ، ص 46 ، باب نسبة الاسلام .
( 2 ) - سورهء آل عمران ، آيهء 83 .