بخش سوم - تسليم ، زيرساخت ايمان
حق و باطل در بستر نفس بشرى با يكديگر در ستيز هستند و گاهى اين و زمانى آن بر نفس ، چيره مىشوند ، قلب آدمى ميان پيروى از حق و تسليم در برابر هوى و هوس در نوسان است ، تا آنكه يكى بر ديگرى فائق آيد . پس اگر آدمى به طور كلّى رهبرىِ حق را بپذيرد در امان است و جانش آرام مىگيرد و اگر به گونهاى مطلق در برابر هوى و هوس سر تسليم فرود آورد كفر ورزيده و بر دلش مُهر خورده است .
دقيقاً در همين نقطه است كه مهمترين مبارزهء انسان شكل مىگيرد ؛ مبارزهاى كه اگر در آن بازنده شود ، فائق شدن در هيچ عرصهاى ، سودش نرساند و اگر در آن برنده شود باختن در هيچ چيز به دو خسارتى وارد نكند .
قرآن كريم كتاب ايمان است . ايمان ، رنگ كلّى ، محور رويكرد ، سرچشمهء فيض و خاستگاه پرتو فشانىِ آن را تشكيل مىدهد و از همين روست كه حقايق آن را از همهء ابعاد ، تفسير مىكند و هنگامى كه تسليم را به ياد مىآورد كه مهمترين تجلّيات آن بشمار مىرود ، يادآورى اين نكته را آغاز مىكند كه خداوند ، آفرينندهء هر پديدهاى است و هر آنچه در آسمانها و زمين است تسليم قدرت اوست سپس ما را به مفهوم تسليم و حقايق و آثار آن از راه داستانهاى حقيقى برگرفته شده از متن زندگى بشر دراين سيّاره ، يادآور مىشود . پس چرا انسان عليه او طغيان مىكند . اين داستان از همان لحظهاى كه خداوند ، فرشتگان را آگاه مىكند كه در زمين ، جانشينى قرار خواهد داد و فرشتگان با آگاهى از فسادى كه بشر آن را خواهد پراكند و خونهاى