و يتيمان و مساكين و درمانده است ، تا فىء مالى نباشد كه در دست اغنيا گردش مىكند ، آنچه پيامبر به شما داد بگيريد و آنچه را كه از آن نهى كرد ترك كنيد ، از خدا بترسيد كه عذاب خدا سخت است .
8 - ( في سبيل اللَّه ) براى فقراء مهاجرين است كه از ديار و اموالشان خارج شدهاند ، از خدا تفضل و رضايت مىخواهند ، خدا و رسولش را يارى مىكنند ، آنها راستگويانند .
9 - و براى كسانى است كه مدينه و ايمان را پيش از مهاجران آماده كردهاند ، دوست مىدارند كسانى را به سوى آنها هجرت مىكنند ، و در دل خود از آنچه به آنها داده شده حاجتى نمىيابند هر چند كه خود محتاج باشند ، هر كه از بخل نفس نگهدارى شود ، آنها اهل فلاحند .
10 - و براى كسانى كه بعد از آنها آمدهاند مىگويند : پروردگارا بيامرز ما را و برادرانمان را كه پيش از ما به ايمان سبقت كردهاند ، و در دل ما به اهل ايمان كينهاى به وجود نياور ، خدايا تو رءوف و رحيم هستى .
كلمهها
افاء : فىء ( به فتح قاف ) : رجوع . « فاء فيئا : رجع » افاءة » رجوع و ارجاع ، « فىء » اموالى است كه از كفّار به رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و ولى امر بر مىگردد ، آن ، مصدر به معنى مفعول مىباشد .
اوجفتم : وجف و و جوف : اضطراب . « وجف الشيء : اضطرب » ايجاف :
تاختن شتر و اسب : « او جفت البعير : اسرعته » منظور از آن در آيه رفتن به جايى با شتر يا اسب است .
خيل : اسبان . اسم جمع است ، از لفظ خود مفرد ندارد به نظر طبرسى علّت اين تسميه آنست كه اسب در راه رفتن متكبّر است ، خيلاء به معنى تكبر مىباشد .