تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
16 -
قَوارِيرَا مِنْ فِضَّةٍ قَدَّرُوها تَقْدِيراً
بدل است از قوارير اول ، اين نشان مىدهد : جنس آنها از نقره‌ايست كه مانند شيشه باطنش ديده مىشود . امام صادق عليه السّلام فرموده : « ينفذ البصر في فضة الجنة كما ينفذ في الزجاج » ( مجمع ) اگر فاعل « قدروها » ابرار باشد منظور از آن تقدير با اراده است كه خواسته‌اند به مقدار كفايت اندازه گيرى شود ، مىشود فاعل آن ولدان باشد كه خواهد آمد . 17 -
وَ يُسْقَوْنَ فِيها كَأْساً كانَ مِزاجُها زَنْجَبِيلًا
اين آيه نظير آيهء پنجم است كه گذشت ، شرابى كه با آميخته با زنجبيل است نكره آمدن براى تفخيم مىباشد يعنى اسم آن زنجبيل ولى واقعيت آن چيز ديگرى است . در مجمع البيان از ابن عباس نقل شده : هر چه خدا در قرآن از اشياء بهشت ياد كرده و اسم برده ، نظيرش در دنيا نيست . بلكه خدا آنها را با همان اسمى كه دارند خوانده تا شناخته شوند . نگارنده گويد : اين واقعيت دارد . 18 -
عَيْناً فِيها تُسَمَّى سَلْسَبِيلًا
عينا منصوب به نزع خافض و تقديرش « من عين » مىباشد و يا « اخص عينا » است « في الخصال عن النبي صلّى اللَّه عليه و آله اعطانى اللَّه خمسا و اعطا عليا خمسا اعطانى الكوثر و اعطاه السلسبيل » « 1 » اين سخن از شأن نزول نيز فهميده مىشود . 19 -
وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ إِذا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤاً مَنْثُوراً
مراد از ولدان خدمتكاران بهشتى است ، مخلدون حكايت مىكند كه پيوسته در يك حال خواهند بود ، پيرى و زوال و تغيير ندارند ، لؤلؤ حاكى از زيبايى
هامش
( 1 ) تفسير صافى .