و ليلة ظلامها قد اعتكر * قطعتها و الزمهرير ما ظهر
قطوف : قطف : چيدن . « قطف الثمر قطفا : جناه و جمعه » قطف ( بر وزن جسر ) ميوه چيده شده ، جمع آن قطوف است .
تذليل : رام كردن . آن از « ذل » بكسر ذال به معنى رام شدن است .
اكواب : كاسهها ، جامها . راغب آن را كاسهء بىدستگيره گفته و در مجمع آن را از قتاده نقل كرده است .
قوارير : شيشهها . مفرد آن قاروره است .
زنجبيل : همان زنجبيل معروف است رجوع شود به « شرحها » آن فقط يك بار در قرآن آمده است .
سلسبيل : نام چشمهايست در بهشت . در اقرب الموارد گويد : سلسبيل چيز نرم را گويند كه در آن كلفتى نباشد و نيز به معنى خمر است ، در قرآن فقط يك بار آمده است .
ولدان : وليد : تازه مولود . جمع آن ولدان است ، معلوم مىشود كه خادمان بهشتى تازه جوان هستند .
سندس : حرير نازك ، استبرق حرير ضخيم و برّاق .
اساور : دستبندها . مفرد آن سوار ، جمع آن اسوره و اساور است . به قولى آن جمع الجمع مىباشد .
شرحها
در اين آيات پاداش ابرار كه داراى آن صفات نيك بودند بيان شده است ، جزئيات آن را در ضمن آيات تفسير مىكنيم .
11 -
فَوَقاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذلِكَ الْيَوْمِ وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً