تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
و ليلة ظلامها قد اعتكر * قطعتها و الزمهرير ما ظهر
قطوف : قطف : چيدن . « قطف الثمر قطفا : جناه و جمعه » قطف ( بر وزن جسر ) ميوه چيده شده ، جمع آن قطوف است . تذليل : رام كردن . آن از « ذل » بكسر ذال به معنى رام شدن است . اكواب : كاسه‌ها ، جامها . راغب آن را كاسهء بىدستگيره گفته و در مجمع آن را از قتاده نقل كرده است . قوارير : شيشه‌ها . مفرد آن قاروره است . زنجبيل : همان زنجبيل معروف است رجوع شود به « شرحها » آن فقط يك بار در قرآن آمده است . سلسبيل : نام چشمه‌ايست در بهشت . در اقرب الموارد گويد : سلسبيل چيز نرم را گويند كه در آن كلفتى نباشد و نيز به معنى خمر است ، در قرآن فقط يك بار آمده است . ولدان : وليد : تازه مولود . جمع آن ولدان است ، معلوم مىشود كه خادمان بهشتى تازه جوان هستند . سندس : حرير نازك ، استبرق حرير ضخيم و برّاق . اساور : دستبندها . مفرد آن سوار ، جمع آن اسوره و اساور است . به قولى آن جمع الجمع مىباشد .

شرحها

در اين آيات پاداش ابرار كه داراى آن صفات نيك بودند بيان شده است ، جزئيات آن را در ضمن آيات تفسير مىكنيم . 11 -
فَوَقاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذلِكَ الْيَوْمِ وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً