13 - نشستگانند در آن بر تختهاى مزين نمىبينند در آن نه حرارتى و نه سرمايى .
14 - و نزديك است بر آنها سايههاى بهشت و رام شده است بر آنها سايههاى بهشت و رام شده است بر آنها ميوههاى آن به طور كامل .
15 - گردانده مىشود بر آنها ظرفى از نقرهاى و جامهايى كه هستند شيشهها .
16 - شيشههايى از نقره ، انذاره گرفتهاند آنها را به طور كامل .
17 - نوشانده شوند در آن ، شرابى كه مخلوط آن زنجبيل است .
18 - از چشمهاى در آن كه ناميده مىشود سلسبيل مىگردد بر اطراف آنها پسران جاودانى به بينى .
19 - چون آنها را به بينى گمان مىكنى كه مرواريد پراكنده هستند .
20 - و چون آنجا را به بينى ، خواهى ديد نعمت گسترده و حكومت بزرگى .
21 - بر بدن آنهاست لباسهاى حرير نازك سبز و حرير ضخيم براق و زينت شدهاند با دستبندهايى از نقره و نوشانيده است آنها را خدايشان از شرابى طهور .
22 - اين هست براى شما پاداشى و هست سعى شما پاداش داده شده .
كلمهها
نضرة : طراوت و زيبايى . « النضرة : الحسن كالنضارة » .
حرير : راغب آن را لباس نازك گفته است ، ظاهرا منظور لباس نرم و نازك است نه ابريشم معمولى .
متكئين : اتكاء در لغت تكيه كردن و نشستن است ، منظور از آن معناى دوم مىباشد .
ارائك : تختهاى مزين ، مفرد آن اريكه است .
زمهرير : از مقابله با شمس معلوم مىشود كه زمهرير به معنى سرماست در اقرب الموارد گويد : « ازمهرّ اليوم : اشتد برده » در مجمع به معنى سرماى شديد است ، در لغت طى به معنى ماه آمده است شاعر گويد :