تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
با صيحهء غير قابل وصف هلاكشان كرده است ، ناگفته نماند : در همه جاى قرآن مجيد ، حالات قوم عاد قبل از قوم ثمود ذكر شده مگر در اين سوره ، شايد علتش آن باشد كه حالات ثمود در اينجا مختصر نقل شده است ، به قولى « طاغيه » مصدر است مانند
كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْواها
شمش / 11 . 6 -
وَ أَمَّا عادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عاتِيَةٍ
. ظاهرا منظور از صرصر باد بسيار سردى است كه اجساد آنها را منجمد نمود و همه مانند تنه درختان به زمين افتادند ، « عاتية » حاكى است كه باد عادى نبوده است . 7 -
سَخَّرَها عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيالٍ وَ ثَمانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُوماً
. معلوم مىشود كه باد هفت شب و هشت روز بىوقفه بر آنها مىورزيده است اين تعبير در هيچ جاى قرآن مجيد نيست و در جاى ديگر
فِي أَيَّامٍ نَحِساتٍ
فصلت / 16 ،
فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ
قمر / 19 آمده است . حسوم اگر جمع حاسم باشد مانند مشهود و شاهد ، آن صفت
سَبْعَ لَيالٍ
است يعنى : « سبع ليال متواليات » و اگر مصدر باشد به معنى « يحسمهم حسوما » است .
فَتَرَى الْقَوْمَ فِيها صَرْعى كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِيَةٍ
. نتيجه تسخير باد است كه مانند ريشهء افتادهء درختان خرما شدند ، خاوية به معنى ساقط و افتاده است در سورهء قمر آمده
كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ
/ 20 در لغت آمده : « اعجاز النخل : اصولها » ، لا بد در تشبيه به ريشه‌هاى نخل سرّي هست و گرنه به نظر مىآيد كه گفته مىشد مانند تنه درختان به زمين افتادند « فيها » راجع به ارض يا سبع ليال است . 8 -
فَهَلْ تَرى لَهُمْ مِنْ باقِيَةٍ
.