طاغيه : طغيان كننده . طغيان به معنى تجاوز از حد است « طغى طغيانا :
جاوز الحد و القدر » « عاتيه » نيز به آن معنى است .
صرصر : باد شديد يا بسيار سرد ، تكرار لفظ دال بر مبالغه است « صر » :
سرماى شديد ، اصل آن به معنى بستن و گره زدن است . صرصر سه بار در قرآن آمده و هر سه در وصف بادى است كه بر قوم عاد وزيد .
حسوما : حسم : از بين بردن گويند : « قطعه فحسمه » از اين جهت به شمشير حسام گفتهاند و نيز به معنى پى در پى آيد ، آن در آيه مصدر و يا جمع حاسم است .
صرعى : صرع : به خاك انداختن صريع : به خاك انداخته شده . صرعى جمع آنست .
اعجاز : ( بفتح اول ) ريشهها . مفرد آن عجز به معنى آخر شىء مىباشد اين كلمه دو بار در كلام اللَّه آمده است و هر دو در بارهء قوم عاد مىباشد
كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ
قمر / 20 .
مؤتفكات : زير و رو شدهها و نيز بادهايى كه از مسير خود بر مىگردند و مسير خود را عوض مىكنند ، « افك » بر گرداندن چيزى از حقيقتش .
شرحها
در اين آيات بعد از اشاره به حتمى بودن قيامت ، عذابهايى كه قوم ثمود ، عاد ، فرعونيان ، قوم لوط و قوم نوح را فرا گرفت ، بيان شده است ، كه نمونههايى از قيامت صغري هستند .
به عبارت ديگر : همانطور كه در اثر ارادهء خداوندي اقوام گذشته به كلّى