19 -
فَطافَ عَلَيْها طائِفٌ مِنْ رَبِّكَ وَ هُمْ نائِمُونَ
.
طائف عذابى بود از جانب خدا ، مىشود گفت : آن سرماى شديد و يا گرد باد خطرناكى بوده كه باغ را ويران نمود و ميوهها را از بين برد ، به قول بعضى آتشى بود كه باغ را سوزانيد .
20 -
فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ
.
صريم ظاهرا به معنى مصروم و چيده شده است ، يعنى باغ در اثر آن بلا ميوههايش رفت و مانند باغى گرديد كه ميوهاش چيده شده است ، آن را « مانند شب تار » و تلّ شن نيز گفتهاند .
21 و 22 -
فَتَنادَوْا مُصْبِحِينَ أَنِ اغْدُوا عَلى حَرْثِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صارِمِينَ
.
منظور از صرم چيدن ميوه است ، حرث به زراعت و باغ هر دو گفته مىشود
أَنِ اغْدُوا
تفسير « تنادوا » است .
23 و 24 -
فَانْطَلَقُوا وَ هُمْ يَتَخافَتُونَ أَنْ لا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُمْ مِسْكِينٌ
.
انطلاق ، به راه افتادن است .
أَنْ لا يَدْخُلَنَّهَا
تفسير « يتخافتون » مىباشد و آن حال است از فاعل
فَانْطَلَقُوا
.
25 -
وَ غَدَوْا عَلى حَرْدٍ قادِرِينَ
.
يعنى وقت صبح به سوى باغ رفتند در حالى كه فقط بر منع و طرد فقراء قادر بودند ، چيزى از باغ نمانده بود كه بر آن قادر باشند .
26 و 27 -
فَلَمَّا رَأَوْها قالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ
.
اگر « ضالون » به معنى راه گم كردگان باشد ، معلوم مىشود باغ چنان درهم و برهم شده بود كه به اشتباه افتاده و گفتند : راه را عوضى آمدهايم اينجا باغ ما نيست ، آن گاه كمى دقت كرده و به خود آمده و ديدند باغ همان است ولى