تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
كننده امتحان شده را از كثرت امتحان كهنه مىكنند . يصرمنها : صرم : قطع و چيدن . طاف : طوف : دور زدن . « طاف الشيء : دار حوله » . صريم : قطع شده ، چيده شده . فعيل به معنى مفعول است . اغدوا : غدوة و غداة : بامداد . يا از اول صبح تا طلوع آفتاب . « اغدوا » : در بامداد برويد . يتخافتون : خفت : آهسته سخن گفتن . خفوت : ساكت و آرام شدن . تخافت بين الاثنين است . حرد : منع كردن . قصد كردن نيز گفته‌اند ، اين كلمه يك بار بيشتر در قرآن نيامده است .

شرحها

به نظر مىآيد : منظور از اين داستان آنست كه : اهل آن باغ در اثر غفلت و نادانى نتوانستند از محصول باغ و از نعمتى كه خدا داده بود استفاده كنند ، پشيمانى بعدى نيز فائده‌اى ندارد ، همين طور اهل مكه نتوانستند از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله استفاده كنند ، و خود را به سعادت رسانند . رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در محيط آنها به دنيا آمد و در آنجا تربيت شد و در آنجا به رسالت رسيد ، ولى از دست آنها رفت ، اهل مدينه از او قدردانى كرده و به سعادت رسيدند و اللَّه اعلم . الميزان در رابطه با وجه تشبيه فرموده : در اين تشبيه دلالت هست بر اينكه عذاب مكذبين حتمى است ، ولى آنها غافلند و به جمع مال و تكثير اولاد مشغولند بىآنكه خدا را شكر كنند و راه حق را بروند تا ناگهان اجل فرا رسد و يا يك عذاب دنيوى آنها را بگيرد و بدانند كه مال و اولاد فائده‌اى ندارد ، چنان كه اين