ميوههايش و يا حتى درختانش نيست ، گفتند : نه بلكه از محصول محروم شدهايم بعضى « ضالون » را گمراه متعارف گفتهاند .
28 -
قالَ أَوْسَطُهُمْ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْ لا تُسَبِّحُونَ
.
اينجا بود كه برادر معتدلتر گفت : آيا نگفتم : چرا خدا را تسبيح نمىكنيد ؟
اينكه آنها به اسباب ظاهرى اكتفاء كرده و ان شاء اللَّه نگفتند و خواستند به علت پولدار بودن ، فقراء را منع كنند ، آن شرك بود ، مىبايست به خدا اتكال كرده و حق فقراء را مىدادند ،
لَوْ لا تُسَبِّحُونَ
يعنى چرا خدا را از شريك داشتن پاك و منزه نمىدانيد و چرا در بىنياز شدن ، محصول باغ را شريك خدا مىكنيد .
29 -
قالُوا سُبْحانَ رَبِّنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ
.
معلوم مىشود كه خدا شناس بودهاند
سُبْحانَ رَبِّنا
يعنى ديگر محصول باغ را شريك خدا نمىدانيم ، منظور از « ظالمين » ظلم بر نفس است ، اهل عذاب نيز در آخرت خواهند گفت :
وَ اللَّهِ رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِينَ
انعام / 23 .
30 -
فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَلاوَمُونَ
.
اين عادت گناهكاران است كه خطا را به گردن يكديگر مىاندازند .
31 -
قالُوا يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا طاغِينَ
.
در اينجا قبول كردهاند كه گناه و طغيان از همه بوده است ، مراد از « طاغين » تجاوز از حد و شرك است .
32 -
عَسى رَبُّنا أَنْ يُبْدِلَنا خَيْراً مِنْها إِنَّا إِلى رَبِّنا راغِبُونَ
.
معلوم مىشود كه هنوز اميد خود را از خدا قطع نكرده بودند ، ولى آيا به مراد خويش دوباره رسيدند ؟ ! معلوم نيست ،
أَنْ يُبْدِلَنا
نشان مىدهد باغ به كلى از بين رفته بود و الا جا نداشت عوض آن را بخواهند .
33 -
كَذلِكَ الْعَذابُ وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
.