عمل بودن آنها است
إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا
/ 7 .
آن گاه در سورهء هود مىخوانيم ، مقصود از خلقت آسمانها و زمين نيز همين است :
وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا
/ 7 ، احسن عمل بودن عبارت اخراى بندگى خداست و در آيهء
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
ذاريات / 56 مىخوانيم كه مقصود از خلقت جن و انس نيز همان است . پس محور خلقت و غرض از اينهمه اعمال قدرت از جانب خدا آنست كه : انسان به دنيا آيد و نيكو كار باشد ، عجبا ! ! ، خدا با چه چشمى به انسان نگاه مىكند ؟ ! ! ! رابعا : خوبتر بودن عمل در نظر است نه زيادتر بودن آن مگر آنكه اكثر توأم با احسن باشد ، عمل خوبتر آنست كه داراى شرائط و نيت صحيح است .
در كافى از حضرت صادق عليه السّلام نقل شده است :
« . . . قال ليس يعنى اكثركم عملا و لكن اصوبكم عملا و انما الاصابة خشية اللَّه و النية الصادقة و الخشية ثم قال :
« الا بقاء على العمل حتى يخلص اشد من العمل »
« 1 » .
خامسا : مضمون آيه آن مىشود كه : اين كيفيّت كه زنده بشويد ، بعد بميريد براى آنست كه در معرض آزمايش قرار بگيريد و به نيكوترين عمل برسيد ، اين جريان طبعا معاد را پى خواهد داشت .
سادسا دو وصف عزيز و غفور براى ايجاد بيم و اميد است يعنى از احسن عمل بودن غفلت نكنيد و نيز غفران خدا را در نظر داشته باشيد .
3 -
الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى مِنْ فُطُورٍ
هامش
( 1 ) وسائل الشيعة ج 1 / 43 در هامش .