فطور : فطر : شكافتن و شكاف . « اصل الفطر : الشق » راغب شكافتن از طول گفته است . « فطور » جمع فطر است به معنى شكافها ، راغب آن را مصدر و به معنى اختلال و سستى مىداند .
كرتين : كرّه : رجوع و برگشتن . « كرتين » : دو رجوع ، يعنى « كرّة بعد كرة » كثرت مراد است نه تثنيه .
خاسئا : خسأ : طرد شدن و طرد كردن ، از كشاف و مفردات معلوم مىشود كه در آن حقارت و خوارى نيز ملحوظ است خاسئ را در آيه خسته معنى كردهاند كه از ديدن خسته شده و دور مانده است در مجمع فرموده : « الخاسىء : الذليل الصاغر » ظاهرا منظور خضوع و زبونى است .
حسير : حسر : كشف و انكشاف ( مناسب با كنار كردن ) در مجمع فرموده :
حسير شترى است كه خسته شده و طاقت راه رفتن ندارد .
رجوما : رجم : زدن با سنگ . در قاموس گويد : رجم چيزى است كه با آن مىزنند ، جمع آن رجوم است على هذا رجم اسم و مصدر هر دو آمده است .
اعتدنا : در مجمع فرموده : اصل آن « اعددنا » است دال بتاء مبدل گرديده است .
شرحها
در آيات ششگانه سخن از پر فائده و خير بودن خداست توأم با عظمت و قدرت ، خلقت حيات و مرگ و آسمانهاى هفتگانه و تنظيم جهان و رجم شياطين ، مظاهر بركت و مبارك بودن خدا هستند ، منتهى شدن خلقت به معاد نيز مظهرى