تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
امية لا تكتب و لا تقرء » . حكمة : آن در اصل به معنى درك و تشخيص است كه سبب محكم كارى مىشود ، به تكاليف و اخلاقيات نيز گفته مىشود . اسفار : كتابها و نامه‌ها . مفرد آن سفر ( بكسر اول ) است ، ناگفته نماند : سفر ( بر وزن عقل ) به معنى پرده برداشتن و آشكار كردن است ، كتاب و نوشته را از آن جهت سفر گويند كه مطالب را آشكار مىكند . هادوا : يهودي شدند ، گويند : « هاد و تهود » يعنى به دين يهود داخل شد .

شرحها

در اين آيات ، خداوند با منزه بودن و چهار وصف ديگر توصيف شده كه ارسال رسل و هدايت بشر مقتضاى آنهاست ، آن گاه در مقام امتنان ، بعثت حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله مطرح گرديده و با تمثيل به تورات و يهود ، بيان شده كه استفاده از پيامبر ، در صورت عمل به دين اوست ، سپس به يهود فرموده : شما پيش خدا ارزش و اصالت نداريد ، ادعايتان پوچ است . 1 -
يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ
. تسبيح منزه دانستن و منزه كردن خدا از هر عيب و نقص است ، به حكم
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ
اسراء / 44 همهء كائنات خدا را تسبيح مىكنند ولى ما زبان آنها را نمىفهميم ، پس تمام ذرات جهان نسبت به خدا شعور و درك دارند و با زبان خود ، خدا را تسبيح مىكنند و آيهء شريفه از آن خبر مىدهد ، اين تسبيح به طور علت و معلول نيست و گرنه ما آن را مىفهميديم .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 157 | على اكبر قرشى بنابى