چهار اسم از اسماء حسنى تعليل « يسبح » است يعنى : بايد آفريدهها آفرينندهء مدبر ، پاك ، توانا و حكيم خود را تنزيه كنند .
در عين حال : اين آيه سر خط و توجيهگر مطالب بعدى است كه فرستادن پيامبر و هدايت مردم باشد ، به عبارت ديگر مطالب بعدى مظهرى از اين چهار اسم هستند .
2 -
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ
.
منظور از « اميين » درس ناخواندههاست ، « منهم » اشاره به « امى » بودن آن حضرت است ، يعنى در ميان درس ناخواندهها يك درس ناخوانده را مبعوث كرد پس « منهم » اشاره به وصف است نه از آن قوم بودن .
مؤيد اين سخن آنست كه از خود آن حضرت به « امى » تعبير آمده است
الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ
اعراف / 157 و 158 ، منظور از تعبير فوق اثبات حقانيت دعوت آن حضرت است كه يك امى در ميان اميين ، شريعت و قرآنى اين چنين آورد ، اين نمىشود مگر از طرف خدا ، چنان كه در جاى ديگر فرموده :
وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لَارْتابَ الْمُبْطِلُونَ
عنكبوت / 48 . مقدم شدن « يزكيهم » براى آنست كه اول بايد انسان از شرك و كفر و مانند آن پاك گردد ، سپس تعليم حقائق در وجود او جاى گيرد ، در حقيقت هر دو با هم هستند ولى تزكيه تقدم رتبه دارد .
اين همان دعوت ابراهيم و اسماعيل عليهما السّلام است كه به وقت بناى كعبه گفتند :
رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ . . .
رَبَّنا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِمْ . . .
بقره / 129 .
الميزان در علّت مؤخّر شدن « يزكّيهم » در اينجا فرموده است : منظور