تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
يَحِلُّونَ لَهُنَّ
براى تأكيد است و گرنه اين مطلب از
لا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ
معلوم مىشود .
وَ آتُوهُمْ ما أَنْفَقُوا
اين در صورتى است كه مسلمانان با مشركان كه شوهر زن نيز از آنهاست در حال صلح و عدم تعرض باشند چنان كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله مهريه « سبيعه » و ديگران را به شوهرشان داد .
وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ إِذا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ
چنان كه عمر بن الخطاب « سبيعه » را به زنى گرفت ، و چنان كه « از وى دختر ربيعه » را كه از مكه فرار كرده بود ، خالد بن سعيد بن عاص و « اميمه » دختر بشر را سهل بن حنيف گرفت . ولى مهريّه اول كافى نيست بايد مهريّه داد
إِذا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ
.
وَ لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِرِ وَ سْئَلُوا ما أَنْفَقْتُمْ وَ لْيَسْئَلُوا ما أَنْفَقُوا
يعنى زنان كافر را در قيد زوجيت نگاه نداريد ، اگر مردى مسلمان شود به زن خود اسلام را تكليف مىكند ، اگر قبول كرد هيچ و گرنه از وى جدا مىشود و به حكم
وَ سْئَلُوا ما أَنْفَقْتُمْ
مرد مىتواند مهريه را از كفار بخواهد . طبرسى رحمه اللَّه از زهرى نقل كرده ، بعد از نزول آيه ، عمر بن الخطاب دو تا زنش را كه مشرك و در مكه بودند طلاق داد يكى قرينه دختر ابى اميه كه معاوية بن ابى سفيان تزويجش كرد ، ديگرى ام كلثوم دختر عمرو بن جرول كه ابو جهم بن حذاقه تزويجش نمود ، و نيز طلحه از زنش « از وى » بنت ربيعه دست كشيد . زينب دختر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در قيد حبالهء ابى العاص بن ربيع بود زينب اسلام آورد و به مدينه آمد ، ابو العاص كه مشرك بود در مكه ماند ، سپس به مدينه آمد زينب او را امان داد ، سپس اسلام آورد ، حضرت زينب را به او پس داد .