به شوهر كافرش حلال نيست .
دوم : اگر آن زن از ميان كفارى آمده كه با آنها پيمان صلح داريد بايد مهريهاى را كه شوهر آن زن به زن داده است به او گردانيد
وَ آتُوهُمْ ما أَنْفَقُوا
و نيز مىتوانيد آن زن را به نكاح خود در آوريد زيرا كه با اسلام آوردن ، به شوهر اولى حرام شده است .
سوم : اگر زنى از شما مرتد شد و به دار كفر پيوست ديگر او را زن خود ندانيد و از كفار كه در حال صلح با آنهائيد مهريهاى كه دادهايد بخواهيد .
و اگر آنها ندادند ، در صورت وقوع جنگ و به دست آوردن غنائم ، بايد مهريه آنها به شوهران از غنائم داده شود .
چهارم : زنان كافر را در قيد زوجيت نگاه نداريد به آنها تكليف كنيد اگر اسلام نياوردند كنارشان بگذاريد
وَ لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِرِ
.
پنجم : شرائط بيعت زنانى كه در فتح مكه به اسلام داخل شدند بيان گرديده كه روى آن شرائط مىتوانستند بيعت كنند به اسلام داخل شوند .
ششم : مطلب اول سوره در باره برائت از كفار تكرار شده است .
براى روشن شدن مضامين آيات لازم است بدانيم كه در مجمع البيان از ابن عباس نقل كرده : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله با مشركان مكه در حديبيه صلح كرد ، از جمله شرائط آن بود : هر كس از اهل مكه به سوى مسلمانان آيد به مكه برگردانند و هر كس از مسلمانان به مكه پناه برد بر نگردانند .
بعد از امضاى مصالحه ، زنى به نام « سبيعه دختر حرث » كه مسلمان شده بود به طرف مسلمانان آمد ، شوهرش « صيفى بن راهب » محضر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آمد و گفت : اى محمّد صلّى اللَّه عليه و آله زن مرا به خودم بر گردان كه با ما شرط بستى و هنوز