به خدا قسم رحمت شده مائيم ، به خدا قسم مائيم كه خدا استثناء كرده است ما از آنها ( شيعيان ) كفايت مىكنيم ( تفسير برهان ) بنا بر اين روايت « الا » استثناء است از « مولاى » اول .
43 و 44 -
إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ طَعامُ الْأَثِيمِ
درباره شجره زقوم در صافات / 62 صحبت شد . ظهور آيه در طعام بودن خود شجره است نه ميوه آن ولى از
طَلْعُها كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّياطِينِ
در صافات و از
لَآكِلُونَ مِنْ شَجَرٍ مِنْ زَقُّومٍ
در واقعه به نظر مىآيد منظور ميوهء آنست .
در صافى از تفسير قمى نقل شده آيه دربارهء ابو جهل نازل شد از اين آيه حالات كفار شروع مىشود .
45 و 46 -
كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ كَغَلْيِ الْحَمِيمِ
.
نعوذ باللّه منه ، آيه وصف شجرة زقوم است كه مانند فلز مذاب است مانند آب جوشان در شكمها مىجوشد
كَالْمُهْلِ . . .
كَغَلْيِ الْحَمِيمِ
خبر دوم و سومند براى « ان » چنان كه
طَعامُ الْأَثِيمِ
خبر اول آنست .
47 -
خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلى سَواءِ الْجَحِيمِ
ضمير هر دو فعل راجع به اثيم است ، خطاب ظاهرا از جانب خدا به ملائكة مىباشد .
48 -
ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذابِ الْحَمِيمِ
اضافهء عذاب بيانيه است يعنى بر سرش آب جوشان بريزيد كه با آن عذاب بشود ( نعوذ باللّه ) .
49 -
ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ
.
كلمه عزيز و كريم براى تحكم و استهزاء است كه در دنيا خودش را با عزت و با كرامت حساب مىكرد .