ناگفته نماند : كلمه
مَوْتَتُنَا الْأُولى
در آيه
أَ فَما نَحْنُ بِمَيِّتِينَ إِلَّا مَوْتَتَنَا الْأُولى وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ
صافات / 59 و در آيه :
لا يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولى
دخان / 56 نيز آمده است .
به نظر مىآيد : معنى آن « يك بار مردن » است ، پس منظور كفار آن بود كه ما نمىميريم مگر يك بار مردن ، ديگر زنده شدن نداريم .
و در آيه 56 دخان معنى آن مىشود كه اهل بهشت در آن مرگى نمىچشند مگر يك بار مردن كه در دنيا ديدهاند ، بدينسان معلوم مىشود كه كلمه « الاولى » در اين آيات به معنى يك بار است نه مرگ اولى در مقابل مرگ دوم تا بگوئيم :
مرگ دوم كدام است ؟
در الميزان فرموده : در توجيه آن گفتهاند : جائز است چيزى باشد كه به آن اول گويند با آنكه ثانى ندارد ، آن گاه يك توجيه از كشاف و توجيه ديگرى از خودش آورده است .
ناگفته نماند در آيات ديگرى به جاى موت حيات نقل شده است نظير :
وَ قالُوا إِنْ هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ
انعام / 29 .
37 -
أَ هُمْ خَيْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ أَهْلَكْناهُمْ إِنَّهُمْ كانُوا مُجْرِمِينَ
.
در گذشته گفتيم نقل جريان قوم تبع يا به عنوان معترضه است و يا براى رد ادعاى استقلال از جانب مشركان است ، كه مشركان مكه چه ادعاى « منم منم » مىكنند مگر از قوم تبع بهتر هستند كه هلاكشان كرديم ؟
در مجمع از مردى بنام كعب نقل شده : تبع آدم صالحى بود كه خدا قومش را ذم كرده ولى او را ذم نكرده است و نيز از سهل ساعدى از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله نقل كرده كه فرمود : تبع را ناسزا نگوئيد كه او اسلام آورد .