علت آن را كثرت پيروان دانسته و قول راغب را به طور احتمال آورده است ، اين لفظ فقط دو بار در قرآن مجيد آمده است :
دخان / 37 ، ق / 14 بقيهء سخن در « شرحها » خواهد آمد .
فصل : جدا كردن
يَوْمَ الْفَصْلِ
روز قيامت است كه ميان مردم به حق قضاوت مىشود و حق و باطل از هم جدا مىگردد .
ميقاتهم : ميقات : اين كلمه سه معنى دارد ، وقت معين براى كارى ، وعدهء وقتدار و مكانى كه براى عملى معين شده است مانند مواقيت حجّ ، مراد از آن معناى اول يا دوم است .
زقوم : نام درختى است در جهنم ، رجوع شود به سورهء صافات / 62 ، اين كلمه فقط سه بار در قرآن مجيد آمده است : صافات / 62 ، دخان / 43 ، واقعه / 52 .
اثيم : صيغهء مبالغه است ( هميشه گناهكار ) .
مهل : فلز مذاب . مس و آهن مذاب . آن فقط سه بار در قرآن مجيد آمده است : كهف / 29 ، دخان / 45 ، معارج / 8 .
حميم : آب جوشان .
اعتلوه : عتل : كشيدن با قهر . « اعتلوه » : بكشيد او را به قهر .
سواء : وسط . برابر . به وسط شىء سواء گويند كه نسبت به اطرافش برابر است .
تمترون : امتراء مجادله در چيزى كه در آن ترديد هست .
سندس : حرير نازك ، استبرق : حرير ضخيم و براق .
حور : جمع حوراء است به معنى زن سفيد بدن ( سيمين تن ) .
عين : عيناء : زن درشت چشم . جمع آن عين است .