و گفتند : يا محمّد مىگويى كه براى صلهء رحم آمدهام ، حال آنكه قوم تو از گرسنگى هلاك شدند ، حضرت از خدا خواست ، قحطى رفت ، فراوانى پيش آمد اما قريش در كفر خويش اصرار ورزيدند ( از ابن مسعود و ضحاك ) .
در اين نقل ، دخان به صورت خيال است حال آنكه
بِدُخانٍ مُبِينٍ
در آيه حاكى از دخان واقعى است .
به نقلى : آن دخان از اشراط قيامت است كه در چشم و گوش كفار و منافقان داخل مىشود ، آن فعلا نيامده ولى پيش از وقوع قيامت خواهد آمد ، داخل گوشهاى كفار و منافقان مىشود كه سرهاى آنها كباب و سوخته مىشود اما مؤمنان از آن ، فقط زكام مانند مىشوند ، زمين مانند خانهاى مىشود كه در آن آتش افروختهاند ، در آن سوراخى نمىشود ، اين دخان چهل روز ادامه خواهد داشت ( از ابن عباس و ابن عمر و حسن و جبائى ) .
در جوامع الجامع افزوده كه اين سخن از على بن ابى طالب صلوات اللَّه نيز نقل شده است « 1 » .
ناگفته نماند : ظهور آيات در آنست كه : اهل مكه اين دخان را خواهند ديد و زوال آن را خواهند خواست و خدا آن را از بين خواهد برد ، در اين صورت چگونه از اشراط قيامت خواهد بود ؟ ! ، چيزى كه بتواند انسان را قانع كند در اين باره نقل نشده است ، از تفسير قمى نقل شده كه آن در رجعت خواهد بود .
و اللَّه اعلم .
9 -
بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ
.
اعراض است از مطالب گذشته يعنى : كتاب را براى انذار و رحمت در شب قدر نازل كرديم ، آنها به كتاب و رسالت تو ايمان نمىآورند بلكى در شكّى از
هامش
( 1 ) در تفسير صافى به حضرت رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله نيز نسبت داده شده است .