شهرهاى قوم لوط زير و رو شدهاند
فَجَعَلْنا عالِيَها سافِلَها
معلوم مىشود كه گذشته از زير و رو شدن ، طوفان سنگها را بر آنها بارانيده است
وَ أَمْطَرْنا عَلَيْها حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ مَنْضُودٍ
هود / 85 .
طبرسى فرموده : سحر اگر نكره باشد منظور از آن سحرى از سحرها و اگر مراد سحر امروز باشد با لفظ باء « بسحر » يا بدون آن « سحر » گويند .
35 -
نِعْمَةً مِنْ عِنْدِنا كَذلِكَ نَجْزِي مَنْ شَكَرَ
.
نعمة مفعول له است براى « نجيناهم » ، ذيل آيه مىگويد همه شاكران از اين گونه نعمتها خواهند ديد ، مراد از « كذلك » تشبيه در اصل پاداش است نه در كيفيت آن .
36 -
وَ لَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنا فَتَمارَوْا بِالنُّذُرِ
.
منظور آنست كه قبلا لوط به آنها اتمام حجت كرده بود كه بلا خواهد آمده ولى در انذار ترديد و يا مجادله كردند كه اگر راستگويى عذاب را بياور ، « انذرهم » فاعلش لوط است .
37 -
وَ لَقَدْ راوَدُوهُ عَنْ ضَيْفِهِ فَطَمَسْنا أَعْيُنَهُمْ
.
معلوم مىشود كه چون به خانه آن حضرت براى گرفتن ميهمانان ريختهاند ، در اثر اعمال قدرت ملائكه چشمان از كار افتاده است ، نقل شده چشمهايشان كور گرديد ، شروع به فرار كرده و در حين فرار لوط را تهديد مىكردند .
فَذُوقُوا عَذابِي وَ نُذُرِ
آن به تقدير « قيل » است .
38 -
وَ لَقَدْ صَبَّحَهُمْ بُكْرَةً عَذابٌ مُسْتَقِرٌّ
.
« صبحهم » يعنى « آتاهم وقت الصبح » طبرسى فرمايد اگر منظور از « بكرة » صبح امروز باشد معرب آيد .
صَبَّحَهُمْ بُكْرَةً
يعنى آمد به آنها در اول صبح همان روز كه در شب آن لوط از شهر رفت ،
عَذابٌ مُسْتَقِرٌّ
يعنى عذاب حتمى و غير - قابل تخلّف ، در جاى ديگر فرموده :
إِنَّهُمْ آتِيهِمْ عَذابٌ غَيْرُ مَرْدُودٍ
هود / 79 .