فرستاد ، ببين كارشان چگونه خواهد بود ، . . . آخر ناقه را كشتند ، صاعقه آنها را مانند چوبهاى خشكيده گردانيد جريان قوم لوط نيز مانند آنست .
23 -
كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ
.
مراد از ثمود قوم صالح است كه مشروح آن در سورهء هود گذشت ، نذر به معنى انذار كنندگان است مانند :
كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِينَ
شعراء / 142 گويى منظور آنست كه اصل رسالت را انكار مىكردند و انكار صالح گوشهاى از آن بود .
24 -
فَقالُوا أَ بَشَراً مِنَّا واحِداً نَتَّبِعُهُ إِنَّا إِذاً لَفِي ضَلالٍ وَ سُعُرٍ
.
تفريع و توضيح است بر « كذبت » منظور از « واحدا » واحد نوعى است نظير
ما أَنْتَ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا
شعراء / 153 ، « منا » تأكيد مطلب است ، يعنى از مايى و مىشناسيم و با ما بودهاى ، « سعر » ظاهرا به معنى جنون است .
25 -
أَ أُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِنْ بَيْنِنا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ
.
صدر آيه به حكم تفريعى است بر آيه سابق ، يعنى : حالا كه مانند ما بشرى است ، چطور شد كه بر او وحى آمد و بر ما نه ، آن گاه از اين گفته اعراض كرده و گفتهاند ، نه ، بر او ذكر نازل نشده بلكه جاه طلبى سبب اين ادعا شده است .
به نظر مىآيد : مبالغه « كذاب » در رابطه با كيفيّت است ، زيرا دروغ بر خدا سبب كذاب بودن مىشود ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بر مسيلمه كه مدعى نبوت بود و كذاب لقب داد ، مقصود از « الذكر » وحى است .
26 -
سَيَعْلَمُونَ غَداً مَنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ
.
تهديد است به عذاب موعود ، مقصود از « غد » عاقبت است گويند « ان مع اليوم غدا » ( مجمع ) .
27 -
إِنَّا مُرْسِلُوا النَّاقَةِ فِتْنَةً لَهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَ اصْطَبِرْ
.