چون ناقه را براى دليل نبوت خواسته بودند ، خدا قول فرمود كه آن را به طور اعجاز خواهيم فرستاد منتظر عاقبت كارشان باش و بر اذيتشان صبر كن .
28 -
وَ نَبِّئْهُمْ أَنَّ الْماءَ قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْبٍ مُحْتَضَرٌ
.
قسمت به معنى مقسوم است ، حاضر شونده مردم و ناقه بودند و حاضر شده حصه آب ، يعنى صاحب هر حصه در آن حاضر شونده است ، على هذا حصه حاضر شده است در سورهء شعراء فرموده :
هذِهِ ناقَةٌ لَها شِرْبٌ وَ لَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَعْلُومٍ
/ 155 تفصيل جريان در سوره هود گذشت .
29 -
فَنادَوْا صاحِبَهُمْ فَتَعاطى فَعَقَرَ
.
دشمنان صالح عليه السّلام ديدند كه مردم در اثر ناقه به تدريج بدين آن حضرت داخل مىشوند ، لذا به فكر از بين بردن ناقه افتادند ، « فتعاطى » ظاهرا به معنى قبول درخواست آنهاست .
30 -
فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ
.
يعنى : بنگر كه عذاب و انذار من چگونه بود .
31 -
إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً واحِدَةً فَكانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ
.
در جاهاى ديگر از قرآن مجيد آمده كه قوم با صاعقه از بين رفتند ، صاعقه با صيحه توأم است ، آدم برق زده مانند چوب خشك بر زمين مىافتد ، يعنى مانند چوبهاى حظيره ساز شدند ، ( تشبيه عجيبى است ) .
32 -
وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ
.
معنى اين آيه در گذشته روشن گرديد .
33 -
كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ
.
منظور از « نذر » پيامبران است چنان كه در سوره شعراء فرموده :
كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِينَ
/ 160 ، معنى آن در بالا گذشت .
34 -
إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ حاصِباً إِلَّا آلَ لُوطٍ نَجَّيْناهُمْ بِسَحَرٍ
.