39 - پس بچشيد عذاب و انذار مرا .
40 - قرآن را براى پند گرفتن آسان كردهايم آيا پند گيرندهاى هست ؟
41 - به آل فرعون انذار ما آمد .
42 - آيات ما را تكذيب كردند ، آنها را گرفتيم ، گرفتن غالب توانا .
كلمهها
نذر : ( بر وزن عنق ) در گذشته گفته شد : اين كلمه هم مصدر آيد به معنى انذار و هم جمع نذير ، به معنى منذر و انذار كننده . در اين آيات هر دو استعمال آمده است .
سعر : ( بر وزن عنق ) جمع سعير است و نيز به معنى رنج و جنون آيد ، در مجمع گويد : « السعر : الجنون » و بشتر ديوانه گويند « ناقة مسعورة » اصل آن به معنى التهاب و شعلهور شدن است .
اشر : ( بر وزن كتف ) خود پسند . متكبّر . طاغى . راغب گويد : آن شدت طغيان و خود گم كردنى است كه از وفور نعمت و قدرت ناشى مىشود .
محتضر : ( به صيغه مفعول ) حاضر شده ، آن در آيه وصف « شرب » است .
شرب : ( به كسر اول ) حصه آب
لَها شِرْبٌ وَ لَكُمْ شِرْبُ
شعراء / 155 .
تعاطى : تعاطى از مادهء عطا به معنى اخذ و تناول است .
عقر : عقر . بريدن . « عقر الكلب و الفرس و الإبل : قطع قوائمها بالسيف » .
هشيم : هشم : شكستن . « هشم الشيء هشما : كسره » هشيم به معنى مهشوم ( شكسته شده ) است .
محتظر : ( به صيغه فاعل ) كسى كه براى باغ يا گوسفندان خود حظيره يا آغلى از چوب و علف مىسازد .