سِراعاً كَأَنَّهُمْ إِلى نُصُبٍ يُوفِضُونَ
معارج / 44 .
نكتهها
شق القمر :
در اين واقعه و امثال آن نبايد شكّ كرد ، اين كارها از امكانات ما خارج است ولى خدا در مقابل نظامى كه به وجود آورده ، ناتوان نيست ، هر آن مىتواند از روى مصلحتى در آن استثناء به وجود آورد ، نظير آتش ابراهيم ، عمر نوح ، عصاى موسى ، ولادت عيسى ، شكافتن دريا براى يهود و امثال آن ،
إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
.
در اين رابطه مقدارى از آنچه در قاموس قرآن نوشتهام در اينجا مىآورم :
در مجمع البيان از ابن عبّاس نقل شده : مشركان به رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله گفتند : اگر راستگويى ماه را براى ما دو تكّه كن ، فرمود : اگر چنين كنم ايمان مىآوريد ؟ گفتند : آرى ، آن حضرت از خدا خواست تا ماه را بشكافد ، ماه دو تكه شد ، حضرت فرياد مىكشيد : يا فلان يا فلان بنگريد .
ابن مسعود گويد در عهد آن حضرت ماه دو شقّه شد حضرت فرمود : شاهد باشيد ، شاهد باشيد و نيز گويد به خدايى كه جانم در دست اوست : كوه حرا را ديدم كه ميان دو تكهء ماه بود ( يعنى در دو طرف آن در آسمان ديده مىشد ) .
مجمع البيان اضافه مىكند : جماعت كثيرى از صحابه انشقاق ماه را نقل كردهاند از جمله : ابن مسعود ، انس بن مالك ، حذيفة بن يمان ، ابن عمر ، ابن عباس ، جبير بن مطعم و جماعتى از مفسران نيز بر آنند ، فقط عطاء و حسن و بلخى مخالفت كرده و گفتهاند : انشقاق قمر راجع به آينده است ، اما آن درست نيست زيرا مسلمين بر آن اجماع دارند ، شهرت آن در ميان صحابه مانع از قبول قول به خلاف است .