تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
5 - قرآن حكمت كاملى است ليكن انذارها فائده نمىدهد . 6 - پس ، از آنها روى بگردان ، يا دآر روزى را كه خواننده به چيز هولناكى مىخواند . 7 - از قبرها خارج مىشوند گويى ملخهاى پراكنده‌اند ، حال آنكه سر به زير و ذليلند . 8 - به طرف ندا كننده شتابانند ، كافران گويند : اين روز سختى است .

كلمه‌ها

اقتربت : اقتراب در فهماندن معنى نزديكى از « قرب » ابلغ است . مستمر : ثابت و دائم . « استمر الشيء : دام و ثبت » . مستقر : قرار : ثبات و محل استقرار . مستقر : ثابت و قرار گيرنده . مزدجر : زجر : راندن با صدا ، و گاهى در مطلق راندن آيد مزدجر ( به فتح جيم ) مصدر ميمى است به معنى طرد و منع ، راغب گويد : « مزدجر : اى طرد و منع عن ارتكاب المآثم » تاء آن طبق قاعدهء اعلال ، بدال مبدل شده است . نذر : آن در آيه مصدر است به معنى انذار . نكر : ( بر وزن عنق ) : منكر ، ناپسند ، غير معروف ، راغب واقعه هولناك گفته است . خشعا : جمع خاشع . خشوع به معنى تذلل و تواضع است خواه قلبى باشد يا ظاهرى ، اكثر استعمال آن در جوارح است در آيه به معنى تذلل و پائين آوردن سر از روى ذلت است . مهطعين : هطع : شتاب و خيره شدن . اهطاع نيز به معنى شتاب كردن و دراز كردن گردن است ، جوهرى در صحاح گويد : « اهطع : مد عنقه و صوب رأسه - اهطع في عدوه : اسرع » آن در آيه به معنى شتاب كنندگان است .