جاى ديگر آمده
فَجَعَلْنا عالِيَها سافِلَها
يعنى او بود كه قراء زير و رو شده را ساقط و هلاك كرد ،
فَغَشَّاها . . .
براى هولناك بودن عذاب است و ممكن است اشاره به
وَ أَمْطَرْنا عَلَيْها حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ
باشد .
55 -
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكَ تَتَمارى
.
تفريع است بر مطالب گذشته اينكه : اماته ، احياء ، گرياندن و غيره نعمت شمرده شدهاند از آن جهت است كه همه در نظام جهان دخيلند ، آيه مىشود خطاب باشد به
الَّذِي تَوَلَّى وَ أَعْطى قَلِيلًا
و مىشود خطاب باشد بهر خواننده و يا به حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله من باب « اياك اعنى و اسمعى يا جارة » تمارى به معنى شك و ارتياب است .
56 -
هذا نَذِيرٌ مِنَ النُّذُرِ الْأُولى
.
هذا اشاره به قرآن و يا رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله است يعنى اين قرآن نيز در رديف انذار كنندگان پيشين است ، عادت خدا از اول بر انذار و تبشير بوده است ، چيز نو ظهورى نيست .
57 و 58 -
أَزِفَتِ الْآزِفَةُ لَيْسَ لَها مِنْ دُونِ اللَّهِ كاشِفَةٌ
.
آزفه يكى از نامهاى قيامت است
وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْآزِفَةِ
مؤمن / 18 ، قرآن مجيد پيوسته آخرت را نزديك شمرده است ، چنان كه مىخوانيم :
اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ
انبياء / 1 ،
إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً وَ نَراهُ قَرِيباً
معارج / 8 ، « كاشفه » تقديرش « نفس كاشفة » است . منظور از كشف ، از بين بردن شدائد و عذاب آن روز مىباشد .
59 - 61 -
أَ فَمِنْ هذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ وَ تَضْحَكُونَ وَ لا تَبْكُونَ وَ أَنْتُمْ سامِدُونَ
.
استفهام براى توبيخ و آيات متفرع بر گذشته است يعنى وقتى منتهاى هر چيز خداست ، قيامت نيز در دست اوست ، قرآن نيز اين حقائق و اين نظام را بيان