يعنى نه تنها خلقت و تدبير اين دنيا به خدا منتهى است بلكه خلقت آخرت نيز همين طور است .
48 -
وَ أَنَّهُ هُوَ أَغْنى وَ أَقْنى
.
فعل « اقنى » ذكر خاص بعد از عام است در الميزان فرموده : منظور از قنيه اموالى است كه ( نوعى ) دوام دارند مانند خانه ، باغ ، حيوان و غيره و نيز از أمير المؤمنين صلوات اللَّه عليه نقل كرده :
« اغنى كل شيء بمعيشته و ارضاه بكسب يده » .
49 -
وَ أَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرى
از اين معلوم مىشود كه گروهى به ستارهء شعرى پرستش مىكردهاند ، در مجمع آمده : گويند قبيله خزاعه آن را پرستش مىكردند .
50 و 51 -
وَ أَنَّهُ أَهْلَكَ عاداً الْأُولى وَ ثَمُودَ فَما أَبْقى
.
منظور از عاد ، قوم هود عليه السّلام است ، لفظ « الاولى » نشان مىدهد كه بعد از آنها قوم ديگرى به نام « عاد » بودهاند ، از ابن اسحاق نقل شده كه عاد دوم يكديگر را كشته و منقرض شدند « و ثمود » عطف است بر « عادا » مراد قوم صالح عليه السّلام است
فَما أَبْقى
حاكى است كه كسى از آن كفار از عذاب نجات نيافته است . ولى صالحين و مؤمنين نجات يافتهاند
وَ نَجَّيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ
فصلت / 18 .
52 -
وَ قَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ كانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَ أَطْغى
.
يعنى : و هلاك كرد قوم نوح را پيش از عاد و ثمود
أَظْلَمَ وَ أَطْغى
نسبت به عاد و ثمود است يعنى قوم نوح از قوم عاد و ثمود ظالمتر و طاغىتر بودند ، كه نوح مدت نهصد و پنجاه سال دعوت كرد
وَ ما آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ
.
53 و 54 -
وَ الْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوى فَغَشَّاها ما غَشَّى
.
منظور از مؤتفكه قراء لوط عليه السّلام يا مطلق قراء زير و رو شده است كه در