تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
مُنْتَهاها
نازعات / 44 ، پس همه چيز از لحاظ مبدء و منتهى به خدا مىرسد ، اين آيه و آيات بعد واقعيتهايى است كه مسأله
الَّذِي تَوَلَّى وَ أَعْطى قَلِيلًا وَ أَكْدى
سبب گرديده كه آنها بيان شود . 43 و 44 -
وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَ أَبْكى وَ أَنَّهُ هُوَ أَماتَ وَ أَحْيا
ضمير « انه » در همه آيات براى شأن و مطلب است از اينجا تا دوازده آيه ، مصاديقى هستند در رابطه با انتهاء همه چيز به خدا و آمدن « هو » در همه براى حصر است . درست است كه خنده و گريه عوامل و اسبابى دارند ، اما به حكم
اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ
زمر / 63 وسائط و عوامل نيز مخلوق خدا هستند ، از اين جهت خنده و گريه مطلق ، از طرف خداست . هكذا جان دادن و جان ستاندن مخصوص خداست و اگر وسائطى مانند ملائكه و غيره در ميان باشد آنها نيز از خداست « امات » نشان مىدهد كه مرگ امر وجودى است ، آرى جريان
اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها
زمر / 42 يك امر وجودى است . 45 و 46 -
وَ أَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى مِنْ نُطْفَةٍ إِذا تُمْنى
. گويند : نيامدن « هو » براى آنست كه كسى تصور نمىكند كه زوجين توسط غير خدا به وجود آمده است ،
الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى
بيان « الزوجين » مىباشد ، منظور از « نطفه » ظاهرا نطفه مرد است ، زيرا نطفه زن در آن وقت محسوس نبود ، قيد
إِذا تُمْنى
براى آنست كه تا در محلش قرار نگيرد آفريدن وجود ندارد ، مسأله ، نر و ماده بودن و اختلاف آلات تناسلى آنها يكى از اسرار عجيب جهان خلقت است كه بارها به آن اشاره كرده‌ام . 47 -
وَ أَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرى
.