او بود به طور كامل ادا كرد ، از تفسير قمى نقل شده : « وفى بما امره اللَّه من الامر و النهى و ذبح ابنه » ، چهار آيه بعدى از صحف موسى و ابراهيم نقل مىشود .
38 -
أَلَّا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى
.
اين سخن يك مطلب مستقلى است در عين حال جواب دوم است از آنچه ابن ابى السرح به عثمان گفت و او قبول كرد كه گناهان او را به عهده گيرد ، يعنى : اين سخن دروغ است بلكه هيچ نفس گناه نفس ديگرى را متحمل نمىشود مؤنث آمدن « وازرة » براى نفس « وازرة » است .
39 -
وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى
.
جواب سوم است از
تَوَلَّى وَ أَعْطى قَلِيلًا وَ أَكْدى
اين يك واقعيت عجيب قرآنى است كه براى انسان فقط تلاش و عملش ملك حقيقى است ، به عبارت ديگر انسان فقط به عملش مالك حقيقى مىباشد و پيوسته با او خواهد بود ، خواه عمل خير باشد يا شر .
در بقيه چيزها اعم از مال و مقام و فرزند ، انسان مالك اعتبارى است ، چند روز بيش در اختيارش نخواهد ماند ، پس لام در « للانسان » براى ملكيت حقيقى است نسبت اين آيه با شفاعت و احسان به مردگان و امثال آن در نكتهها خواهد آمد .
40 -
وَ أَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرى
.
اين حقيقت نيز در صحف موسى و ابراهيم است ، منظور ديده شدن سعى در آخرت است چنان كه از آيه بعدى روشن مىشود نظير :
يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ
آل عمران / 30 ،
وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً
كهف / 49 ،
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ
زلزال / 7 .
« يرى » به صيغه مجهول نشان مىدهد كه ديگران نيز آن را خواهند ديد ، آيه شريفه در عين حال دليل تجسم عمل است .