41 -
ثُمَّ يُجْزاهُ الْجَزاءَ الْأَوْفى
.
هاء در « يجزاه » راجع است به سعى ، نائب فاعل آن انسان است يعنى انسان با عمل خويش جزاء داده مىشود جزائى تمامتر .
نكتهها
انسان و عمل او :
آيه
وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى
نشان مىدهد كه انسان فقط به عملش مالك حقيقى است ، حقائق ديگرى كه از نظر اسلام مسلم است و ناشى از عمل اوست و با اين آيه منافات ندارد ، انسان به وسيله ايمان و عمل مشمول شفاعت شافعان مىشود و اگر مطلق عمل و ايمان نداشته باشد مشمول شفاعت نخواهد بود .
انسان از آثارى كه در دنيا گذاشته ثواب يا عقاب مىبرد باز نتيجه عمل او است نظير :
وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ
يس / 12 ، هكذا روايات
« من سن سنة حسنة . . . من سن سنة سيئة . . . »
احسان به مردگان از اين قبيل است مردگان در اثر اعمالى كه در دنيا كردهاند ، زندگان را واداشتهاند كه درباره آنها نيكى كنند .
در كافى از اسحاق بن عمار نقل شده از حضرت كاظم صلوات اللَّه عليه پرسيدم مردى عمل حج مىآورد حج و عمره يا بعض طوافش را براى بعضى از خانوادهاش قرار مىدهد كه غائب است و در شهر ديگرى زندگى مىكند آيا اين مقدار از اجر او كاسته مىشود ؟
فرمود : آن اعمال هم براى اوست و هم براى صاحبش ، او را در مقابل اين صله ارحام پاداش ديگرى است .
گفتم : اگر آن كس مرده باشد اين اجر به او مىرسد ، فرمود : آرى حتّى گاهى مورد غضب ( خدا ) مىشود مورد مغفرت قرار مىگيرد يا در تنگى مىشود