تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
« ام » اول منقطعه است با تقدير استفهام ، « ام » دوم نيز منقطعه مىباشد ، يعنى : آيا عقل آنها حكم مىكند كه تو شاعرى و از روى عقل و منطق اين سخن را مىگويند ؟ نه بلكه اهل طغيانند ، از روى طغيان چنين مىگويند . 33 -
أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لا يُؤْمِنُونَ
. ام مانند سابق منقطعه است يعنى : بلكه مىگويند : قرآن را از خود جعل كرده و به خدا نسبت داده است ، آن گاه در اين رابطه دو جواب داده شده ، يكى :
بَلْ لا يُؤْمِنُونَ
يعنى : قرآن مجعول نيست بلكه اينها تسليم نمىشوند ، اين مىرساند كه يقين دارند ولى حاضر به قبول حق نيستند . دوم / 5 . 34 -
فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كانُوا صادِقِينَ
. يعنى اگر راست مىگويند حديثى و كلامى نظير آن را بياورند ، توضيح اينكه : اگر قرآن توسط آن حضرت بدون دخالت وحى باشد ، ديگران نيز مىتوانند نظير آن را بياورند ، زيرا كار بشرى است . 35 -
أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ
. در الميزان فرموده : نكره آمدن « شىء » به تقدير صفتى است كه مناسب مقام باشد ، مانند « من غير شىء خلق منه غيرهم من البشر » يعنى : آيا اين مشركان از چيزى خلق شده‌اند كه ديگران از آن خلق نشده‌اند ؟ به عبارت ديگر : آيا اينها مىگويند : ما از چيز جداگانه‌اى آفريده شده‌ايم پس نبايد براى ما پيامبر بيايد ؟ يا مىگويند : ما آفريننده‌ايم ديگر حاجتى به دين و پيامبر نداريم ؟ بعضى دربارهء آيه گفته‌اند : « آيا به وجود آمده و مقدر شده‌اند بدون خالق و تقدير كننده‌اى ؟ بعضى گويند : آيا آفريده شده‌اند از غير شىء زنده و امر و نهى نخواهند شد