كه ديگرى را با قهر به كار ملزم كند ، با سين نيز آيد .
سلم : نردبان . خواه از چوب باشد يا از سنگ و غيره ، اين تسميه بدان علّت است كه آن تو را به آنچه ميخواهى تسليم مىكند .
معرم : جريمه . در مجمع البيان فرموده : غرم و مغرم نائبهايست عارض به مال بىآنكه صاحبش خيانتى كرده باشد ، اصل آن به معنى لزوم است .
كسفا : ( بر وزن جسر و عنب ) تكهها و قطعهها ، مفرد آن كسفه است .
آن در آيه به سكون سين است . طبرسى فرموده كسفه تكهاى از ابر است به قدرى كه نور آفتاب را مكسوف مىكند .
مركوم : متراكم ، بعضى بالاى بعضى .
يصعقون : يعنى : صيحه زده مىشوند ، صاعقه را مرگ ، آتشى كه از آسمان آيد و عذاب گفتهاند :
ادبار : پشت كردن .
شرحها
در الميزان فرموده : چون خدا از عذاب قيامت خبر داد و اينكه آن به مكذبين مىرسد و اهل تقوى در جنات و نعيم خواهند بود ، در اين آيات به رسول خود صلّى اللَّه عليه و آله امر فرموده كه به دعوت خويش ادامه دهد كه او صلاحيت اين كار را دارد ، و مكذبين عذرى در تكذيب و رد دعوت او ندارند .
در اين آيات ، همه عذرها كه ممكن بود تصور شود ، نفى گرديده است و آن شانزده عذر است ، مقدارى از آنها راجع به حضرت رسول است كه اگر چيزى از آنها تحقق يابد ، صلاحيت تبعيت از او را از بين مىبرد ، مانند كاهى يا