كلمهها
ضيف : ميهمان . در مفرد و جمع به كار مىرود ، آن در اصل به معنى ميل است « ضاف الى كذا » يعنى به سوى آن ميل كرد ( قاموس قرآن ) .
راغ : روغ : ميل بر سبيل حيله ( به طور پنهانى ) در مجمع فرموده :
رفتن به طرف چيزى در پنهانى . و نيز فرموده : ميل از جهتى به جهتى ، از آن معلوم مىشود كه ابراهيم عليه السّلام نخواسته بدانند كه براى طعام آوردن مىرود .
اوجس : وجس : فزعى كه در قلب افتد و يا از چيزى كه شنيده شده احساس شود . ايجاس : احساس .
صرة : جماعتى منضم به هم ، گويى جمع شده و در يك ظرف قرار گرفتهاند به معنى صيحه يا صيحه شديد نيز آمده است .
صكت : صكّ : ضرب و دفع . طبرسى فرموده : صكّ زدن چيزى است با چيز عريض .
مسومة : علامتدار . سيماء : علامت و هيئت .
خطبكم : خطب ( بر وزن عقل ) : امر عظيم كه در آن تخاطب بسيار مىشود ( راغب ) .
شرحها
در اين آيات مانند آيات گذشته مقدارى از شواهد توحيد و تدبير بيان گرديده و نتيجه اين مىشود كه وعدهء چنين خدايى راست است
إِنَّما تُوعَدُونَ