قوم : طبرسى رحمه اللَّه از خليل نقل كرده كه قوم بر مردان اطلاق مىشود نه به زنان ، زيرا كه مردان بعضى با بعضى در كارها قيام مىكنند آيه شريفه آن را تأييد مىكند .
تلمزوا : لمز : عيب . در قاموس گويد : « اللمز : العيب و الاشارة بالعين » در اقرب الموارد آمده : « لمزه لمزا : عابه » ، طبرسى نيز چنين فرموده است .
تنابزوا : نبز ( بر وزن فرس ) : لقب ، در اقرب الموارد گويد : آن در القاب قبيح شايع است « تنابز » خواندن يكديگر با القاب بد ، مانند يا فاسق ، يا احمق و نظير آن ، در نهايه گويد : « التنابز : التداعى بالالقاب » .
لا تجسسوا : تجسس : تفحص از احوال و خلوات ديگران براى آگاه شدن ، جاسوس : كسى كه احوال ديگران را تفحص مىكند .
لا يغتب : غيبت : بدگويى از ديگران در غياب آنها و اگر آن عيب در او نباشد بهتان ناميده مىشود .
شعوب : به نظر مىآيد : منظور از شعوب اقوام مختلطى است كه تيره و طائفه و خانواده در آنها ملحوظ نيست كه امروز آن را « ملت » گويند ، امروز عربها مىگويند « الشعب الايرانى و الشعب المصرى » و منظور از قبائل تيرهها ، خانوادههاى بزرگ و طائفهها هستند ( رجوع شود به قاموس قرآن ) در مجمع فرموده : شعب قبيله بزرگ است مانند ربيعه و مضر و قبائل كمتر از آنست مانند بكر از ربيعه و تميم از مضر و گويند : شعوب از عجم و قبائل از عرب است .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 276
مساهمون: على اكبر قرشى بنابى
ص٢٧٦