سپس آن سياهان به راه افتادند و همچون تكههاى ابر مىرفتند فقط گروهى از آنها ماند آن حضرت از نماز صبح فارغ شد ، به طرف من آمد ، فرمود : آيا چيزى ديدى ؟ گفتم : آرى مردان سياهى را ديدم كه لباس سفيد بتن داشتند فرمود : آنها جن نصيبين هستند .
از ابن عباس روايت شده كه آنها هفت نفر از جن نصيبين بودند رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آنها را به سوى قومشان فرستاد .
از جابر بن عبد اللَّه انصارى روايت شده : چون رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله رحمن را بر مردم خواند ساكت شدند ، و چيزى نگفتند حضرت فرمود : جن از شما بهتر جواب گفتند ، چون
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ
را بر آنها خواندم گفتند :
« لا بشىء من الائك ربنا نكذب » .
ناگفته نماند : ظهور آيات آنست كه آنها مكلف بودند كه به قرآن ايمان آورند و عمل كنند ، مجلسى رحمه اللَّه در اين زمينه در بحار رواياتى آورده است .
29 -
وَ إِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ
.
ظهور آيه در آنست كه خدا آنها را به طرف آن حضرت فرستاده بود و اين نشان مىدهد كه به شنيدن قرآن و ايمان و عمل مكلف بودند « يستمعون » وصف « نفر » است .
فَلَمَّا حَضَرُوهُ قالُوا أَنْصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلى قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ
.
ضمير « حضروه » راجع به قرآن است يعنى چون به قرائت حاضر شدند « انصتوا » نشان مىدهد كه جن مىتواند سر و صدا كند ، اينكه فرموده :
انذاركنان به سوى قوم خويش باز گشتند مىشود استفاده كرد كه حضرت به آنها فرموده : شما موظفيد كه قوم خويش را به سوى خدا دعوت كنيد .