منظور از
بَيْنِ يَدَيْهِ
پيامبرانى است كه در زمان او بودهاند و از « من خلفه » پيامبرانى است كه پيش از او بودهاند ، نسبت به آينده نمىشود اشاره باشد زيرا كه با « خلت » منافات دارد .
أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ
.
أَلَّا تَعْبُدُوا
بيان انذار است ، منظور از عبادت آنست كه تمام كارهاى زندگى را با فرمان خدا تطبيق دهند نه فقط اعمال عبادى ، چنان كه در سورهء اعراف و جاهاى ديگر گفتهايم ، مراد از عذاب ، عذاب دنيوى است .
22 -
قالُوا أَ جِئْتَنا لِتَأْفِكَنا عَنْ آلِهَتِنا فَأْتِنا بِما تَعِدُنا . . .
.
جواب قومش آن بود كه گفتند : مىخواهى ما را از عبادت خدايانمان باز دارى ؟ « فأتنا » امر تعجيزى است يعنى قدرت آوردن عذاب ندارى .
23 -
قالَ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِنْدَ اللَّهِ وَ أُبَلِّغُكُمْ ما أُرْسِلْتُ بِهِ
.
جملهء اوّل حكايت از حتميت عذاب دارد ، يعنى اگر ايمان نياوريد حتما خواهد آمد ولى من وقت و كيفيت آن را نمىدانم ، و اينكه مىگويم خواهد آمد از جملهء رسالت من است دربارهء انذار شما .
وَ لكِنِّي أَراكُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ
.
يعنى به جاى آنكه ايمان بياوريد ، عذاب را مىخواهيد « تجهلون » يعنى راه جهالت را مىپيمائيد ، شايد آمدن ، « تجهلون » به جاى « جاهلون » استمرار و ادامهء جهالت باشد .
24 -
فَلَمَّا رَأَوْهُ عارِضاً مُسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ قالُوا هذا عارِضٌ مُمْطِرُنا
.
ضمير « رأوه » راجع به عذاب است كه به صورت ابر ديده مىشد ، منظور از « عارضا » ابر است كه در هوا آشكار شده بود
مُسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ
حال ثانى از ضمير « راوه » است .