ولى اين ابزار در هدايت و يافتن راه توحيد ، هيچ فائدهاى به آنها نداد ، منظور از نفى فائده در رابطه با هدايت است و گرنه از چشم و گوش و دل در راههاى ديگر استفاده كردند .
إِذْ كانُوا يَجْحَدُونَ بِآياتِ اللَّهِ
.
يعنى علّت عدم فائده آن بود كه دانسته و از روى عمد ، آيات خدا را انكار مىكردند ، بارها گفتهايم كه باور و علم غير از تسليم شدن به علم است ، ممكن است انسان يقين داشته باشد ولى تسليم به يقين نشود نظير
وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ
.
وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ
.
بالاخره عذابى كه مسخره مىكردند آنها را احاطه كرد ( نعوذ باللّه من عذابه ) .
27 -
وَ لَقَدْ أَهْلَكْنا ما حَوْلَكُمْ مِنَ الْقُرى وَ صَرَّفْنَا الْآياتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ
.
عطف است بر
وَ لَقَدْ مَكَّنَّاهُمْ
و آن موعظه ديگرى است اهل مكّه را و شاهد عينى است در رابطه با آثار شرك و عصيان ، منظور از « القرى » آباديهاى قوم لوط و قوم صالح و قوم شعيب و قوم هود است ، ضمير « لعلّهم » راجع به « القرى » و منظور از آن اهل قرى است .
يعنى : آيات خويش را گوناگون براى آنها بيان كرديم تا به راه توحيد باز گردند . ولى سودى براى آنها نبخشيد .
28 -
فَلَوْ لا نَصَرَهُمُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ قُرْباناً آلِهَةً
.
تهكّم است در رابطه با اينكه خدايان كارهاى نبودهاند . « آلهة » مفعول دوم « اتّخذوا » و مفعول اول آن ، ضمير راجع به موصول و « قربانا » حال است از آن