مىرود .
يجحدون : جحد : انكار با علم چنان كه در صحاح گفته است .
صرفنا : صرف و تصريف : برگرداندن . در دومى مبالغه هست منظور از آن بيان حقائق در قالبهاى مختلف است .
قربان : مصدر است به معنى نزديك شدن مانند عدوان و خسران . و نيز به معنى اسم آيد ، طبرسى فرموده : قربان هر چيزى است كه با آن به خدا تقرّب جسته شود ، اطاعت باشد يا ذبيحه جمع آن قرابين است .
شرحها
از اين آيات تا آخر سوره دو قضيه نقل شده است اولى جريان قوم هود و تار و مار شدن آنها ، دومى آمدن جن و شنيدن قرآن و ايمان آورد نشان . اين هر دو شاهد عينى هستند در رابطه با مطالب سوره و استفاده از آنها .
ماجراى قوم هود نشان مىدهد كه عالم روى نظام علت و معلول مىچرخد سرنوشت انسان ناشى از عمل او است ، جهان در مقابل عمل انسان عكس العمل دارد ، پيامبران براى نشان دادن آن و ساير حقائق ، از طرف خدا آمدهاند .
هود عليه السّلام مردم را به توحيد دعوت مىكند و از عذاب مىترساند ولى آنها از لجاجت دست بر نمىدارند ، بالاخره باد سرد و سوزان همهء آنها را منجمد مىكند جز خانههايشان چيزى از آنها نمىماند ، عدهاى از آباديها كه در نظر اهل مكه معروف بودند حالشان همانطور بوده است چنان كه در آيات اخير اشاره شده است .
21 -
وَ اذْكُرْ أَخا عادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقافِ وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ
.