در دوران حمل و وضع متحمل مىشود
حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ . . .
در بيان آنست كه : مادر حتى بعد از وضع حمل مدتى از شيرهء جانش را به او طعام مىدهد .
ناگفته نماند : شير دادن به بچه بايد كمتر از بيست و يك ماه نباشد و گرنه به بچه ظلم شده است .
امام صادق عليه السّلام فرموده :
« الرضاع واحد و عشرون شهرا فما نقص فهو جور على الصبى » « 1 »
در اين صورت اگر مدت حمل را نيز نه ماه به نظر آوريم مجموع آن سى ماه خواهد بود ، پس منظور از
حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً
مدت حمل و شير دادن واجب است ، آنچه در سورهء بقره / 233 گذشت كه مادران دو سال تمام شير مىدهند ، آن شير دادن كامل است نه شير دادن واجب الميزان آيه را به مدت اقل حمل تفسير كرده و آن متخذ از رواياتى است كه در نكتهها خواهد آمد .
حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلى والِدَيَّ
.
ظاهرا منظور از رسيدن به چهل سال غير از بلوغ اشد است يعنى بعد از نيرومندى به چهل سالگى رسيد كه وقت كمال عقل است ، منظور از شكر نعمت آنست كه نعمت را از تو بدانم و در مقابل ، شكر گزار باشم و آن با اخلاص تطبيق مىشود ، شكر در مقابل نعمت والدين ، حاكى است كه آن دو در هدايتش دخيل بودهاند و لازمهء آن ، بار و الدين بودن است .
وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي
.
اصلاح در ذريه ، موفق كردن آنها به عمل صالح است كه منجر به اصلاح آنها شود ، خلاصه دعاى او اين است كه : خدا را شكر گزار و به پدر و مادر احسان كننده و نيكوكار و داراى فرزندان مؤمن و موحد بوده باشد .
هامش
( 1 ) كافى باب الرضاع .