النهايه براى هر يك از دو گروه مثلى آورده شده است يكى آنكه نسبت به پدر و مادر نيكوكار است و از خدا مىخواهد كه اهل عمل و اخلاص باشد و فرزندانش نيز جاى او را بگيرند ، ديگرى معاد را انكار كرده و با پدر و مادر دربارهء آن مجادله مىكند و ميگويد : معاد ، افسانه گذشتگان است .
على هذا مىشود گفت : اين آيات با آنكه مطالب مستقلى دارند ، مربوط به آيهء
لِيُنْذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ بُشْرى لِلْمُحْسِنِينَ
مىباشند و گروه ظالمان و محسنان را تشريح مىكنند .
ناگفته نماند براى زدن دو مثل فوق ، علّتى بوده كه اكنون بر ما پوشيده است .
15 -
وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ إِحْساناً
.
نيكى به پدر و مادر در بسيارى از آيات قرآن مطرح است و در چندين آيه بعد از عبادت خدا آمده است نظير
وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً
نساء / 26 ، اين مىرساند كه حق آنها بعد از خدا بزرگترين حق است « احسانا » مفعول مطلق و تقدير آن « ان يحسن احسانا » مىباشد .
حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ كُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً
.
اين قسمت در بيان بزرگى حق مادر است چنان كه آيهء :
وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلى وَهْنٍ وَ فِصالُهُ فِي عامَيْنِ . . .
لقمان / 14 ، نيز حق مادر را بالاتر از حق پدر نشان مىدهد .
در كافى از حضرت صادق عليه السّلام نقل شده :
« جاء رجل الى النبي صلى اللَّه عليه و آله فقال يا رسول اللَّه من ابر ؟ قال امك قال ثم من ؟ قال امك ، قال ثم من ؟ قال : اباك » « 1 » .
منظور از
حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ كُرْهاً
سختى و ناراحتيهايى است كه مادر
هامش
( 1 ) كافى باب البر بالوالدين .