اشد : نيرومندى در جوامع الجامع فرموده : آن حالت اجتماع عقل و كمال خلق و نيرو و تميز است .
اوزعنى : وزع : منع و حبس . « وزعه عن الامر : منعه و حبسه » ايزاع را الهام معنى كردهاند ، منظور از آن حريص كردن و موفق كردن است .
اف : كلمهايست حكايت از ناراحتى و دلتنگى دارد .
قرون : اقوام و مردمان . مفرد آن قرن است ، راغب گويد : « القرن : القوم المقترنون في زمن واحد » .
اساطير : افسانهها . سطر به معنى نوشتن ، اساطير نوشتههاى باطل و حكايتهاى دروغ است . واحد اساطير اسطوره است مثل احاديث و احدوثه ، آن را جمع الجمع نيز گفتهاند .
هون : بضم اول : ذلت و خوارى مانند هوان و مهانت ، و بفتح اول به معنى آسانى است .
يفسقون : فسق در اصل به معنى خارج شدن است گويند : « فسقت الجوزة عن قشرها » گردو از پوست خود خارج شد ، گناهكار فاسق است كه از فرمان خدا خارج شده ، كافر فاسق است كه از دين خدا خارج شده است .
شرحها
در اين آيات عاقبت امر مؤمنان و كافران بيان شده است دربارهء مؤمنان فرموده :
أُولئِكَ الَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ . . .
و دربارهء كفار فرموده :
أُولئِكَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ . . .
در آيات 19 و 20 ، اين مطلب تأكيد شده است .