46 - هيچ آيهاى از آيات خدايشان به آنها نمىآيد مگر آنكه از آن اعراض مىكنند .
47 - و چون به آنها گفته شود : انفاق كنيد از آنچه خدا روزيتان داده ، كافران به اهل ايمان مىگويند : آيا اطعام كنيم به آنكه اگر خدا مىخواست اطعامش مىكرد شما جز در ضلالت نيستيد .
كلمهها
اعناب : عنب هم به انگور گفته مىشود و به درخت انگور ، راغب در مفردات به اين امر تصريح كرده است ، در آيه معناى دوم مراد است .
ازواج : زوج : جفت و صنف ، در آيه ظاهرا نر و ماده مراد است .
سلخ : كندن پوست حيوان ، لازم و متعدى هر دو آيد ، به معنى خروج و مطلق كندن نيز به كار مىرود ، مظلمون : مظلم ( به صيغهء اسم فاعل ) : تاريك و كسى كه در تاريكى داخل شود ، در اينجا معناى دوم مراد است .
مستقر : اسم مكان است محل قرار گرفتن . اين كلمه نمىتواند اسم مفعول باشد زيرا كه لازم است « تقدير » : اندازهگيرى .
عرجون : بند خوشهء خرما كه بعد از چيدن خوشه ، در درخت مىماند و پس از چندى خشكيده و كج شده مثل هلاك مىگردد ، رنگش نيز زرد است ( صحاح اللغة - اقرب الموارد ) فقط يك بار در قرآن آمده است .
قديم : ديرين . مقابل تازه ، شايد در آيه به معنى كهنه و خشكيده باشد .
فلك : مدار كواكب . و ( بر وزن قفل ) : كشتى .