تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
به نظر مىآيد منظور از آيهء شريفه آنست كه اگر خداوند وسائل زندگى را به طور دلخواه در اختيار هر كس مىگذاشت نيازهاى مردم از يكديگر به طور كلّى قطع مىشد و به حكم
إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى
بر يكديگر مىشوريدند و همكارى نمىكردند . در آن صورت هرج و مرج به وجود مىآمد زندگى متلاشى مىشد ، براى فهم اين آيه بايد از آيهء 32 زخرف كمك گرفت كه ميگويد :
أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ
. اين آيه مىگويد : ما معيشت مردم را ميانشان تقسيم كرده‌ايم ، و آنها را از لحاظ استعدادها بر يكديگر برترى داده‌ايم تا همديگر را تسخير كنند و به كار گيرند و ادارهء جامعه عملى گردد . مراد از
يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما يَشاءُ
مقدارى است كه جريان
لَبَغَوْا . . .
منتفى گردد ،
إِنَّهُ بِعِبادِهِ . . .
تعليل مطلب است ، لفظ « بعباده » در هر دو مورد حكايت دارد كه مردم بندگان خدا هستند ، روزى دادن و رسيدن به كارشان و جلوگيرى از هرج و مرج بر خدا لازم است . بسيارى از مستكبران و استعمارگران و سرمايه داران مانند زالو خون مستضعفان را مىمكند ولى منظور از آيهء شريفه اين مطلب نيست بلكه : منظور عدم نياز مردم نسبت به يكديگر است كه هرج و مرج به وجود مىآورد . در اين زمينه از حضرت صادق صلوات اللَّه عليه روايت نقل شده كه فرمود اگر خدا روزى را بسط مىداد ، بغى مىكردند ليكن بعضى را بر بعضى محتاج كرده و با اين وسيله يكى را زير فرمان ديگرى آورده و اگر همه را غنى مىكرد در زمين طغيان مىكردند ليكن به اندازهء مىفرستد . . . « قال الصادق عليه السّلام لو فعل
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 488 | على اكبر قرشى بنابى