است و از آنچه روزيشان دادهايم انفاق مىكنند .
39 - و آنان كه چون مظلوم شدند ، انتقام مىكشند .
كلمهها
بغوا : بغى در اينجا به معنى ظلم و تجاوز است .
قدر : ( بر وزن شرف ) اندازه و كميّت و ( بر وزن عقل ) به معنى اندازه و تنگ گرفتن باشد .
غيث : باران ، به قول طبرسى : بارانى كه در وقتش باريده و نافع باشد .
اين مطلب از لحن آيه فهميده مىشود .
قنوط : يأس و نوميدى .
بث : بثّ : پراكنده كردن . « بثّ الريح التراب : إذا اثاره » .
دابة : هر آنچه جنبنده است ، شامل انسان و حيوان مىشود .
جوار : جارى شوندگان ، مفرد آن « جارية » است .
اعلام : مرزها و علامتها . مفرد آن علم ( بر وزن شرف ) است ، راغب گويد : علم اثر و نشانهايست كه شىء با آن معلوم مىشود مثل علم لشكر ، كوه را به جهت معلوم بودن علم گفتهاند ، جمع آن اعلام است .
رواكد : ثابتها . مفرد آن « راكدة » است .
يوبقهن : ايباق : هلاك كردن ، آن در آيه به معنى متوقّف كردن است چنان كه خواهد آمد .
در قاموس گويد : « اوبقه : اى حبسه » وبق يعنى حبس كردن .
محيص : محلّ فرار ، حيص به معنى دور شدن و كنار شدن است .