اين آيه تعليل مطالب آيات گذشته است يعنى : تدبير شما در دست خداست و او شما را جانشينان اين زمين قرار داده و در آن ساكنتان كرده است ، انتهاى تدبير و عدالت و حكمتش آنست كه جريان آخرت چنان باشد ، على هذا هر كه خدا و توحيد و تدبير او را انكار كند ، بر ضرر او خواهد بود و عذاب آخرت را در پى خواهد داشت .
انسان داراى فطرتى آماده براى قبول ايمان و كفر است ، اگر ايمان بياورد كمال و تقرب بر آن افزوده مىشود و اگر كافر شود عذاب خدا بر آن مىافزايد ، خسران و ضرر در نفس خود انسان است ولى غضب و مقت در نزد خداست لذا در مقت قيد
عِنْدَ رَبِّهِمْ
آمده است نه در « خسارا » .
حب و مقت از صفات فعل هستند ، و خارج از ذات حق مىباشند ، معناى حبّ خدا نسبت به كسى ، انبساط رحمت براى او و معناى مقت خدا ، انقباض رحمت و دور شدن آن از انسان است ( از الميزان ) .
40 -
قُلْ أَ رَأَيْتُمْ شُرَكاءَكُمُ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَرُونِي ما ذا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّماواتِ أَمْ آتَيْناهُمْ كِتاباً فَهُمْ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْهُ
.
اين آيه استدلال است بر نفى معبودهاى مشركان ، كه نه از عالم دليلى بر معبود بودن آنها هست و نه از جانب خدا .
بنا بر اين نشان بدهيد كه آنها چه چيزى از زمين را آفريدهاند و يا كدام شركتى در آفرينش آسمانها داشتهاند ؟ ناگفته نماند : خلقت نمىتواند از تدبير جدا باشد ، اگر معبودهاى باطل مدبر جهان بودند مىبايست خالق جهان نيز بوده باشند ، اين قابل تصور نيست كه خدا آسمانها و زمين را بيافريند و آن گاه به دست چند مجسّمه اداره شود .
و نيز كتابى از آسمان دربارهء معبود بودن آنها نفرستادهايم ، « منه » .