تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
راجع بكتاب است . ناگفته نماند : چون زمين در دسترس همه است ، بهترين تعبير همانست كه گفته شود
أَرُونِي ما ذا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ
و چون آسمان در دسترس نيست لذا دربارهء آن تعبير
أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ . . .
مناسب است .
بَلْ إِنْ يَعِدُ الظَّالِمُونَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً إِلَّا غُرُوراً
. يعنى دليلى ندارند ، بلكه بزرگان مشركان پيروان خويش را در اين باره فقط فريب مىدهند . 41 -
إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ
. تكميل مطالب گذشته است در آيهء سى نه خوانديم كه خدا انسانها را جانشينان زمين گردانيد ، و در آيه چهل خوانديم كه معبودهاى آنها چيزى از آسمانها و زمين را نيافريده‌اند ، در اين آيه ميفرمايد : همانطورى كه خلقت آنها در دست خداست ، ابقاء آنها نيز در دست خداست ، معلول در وجود و بقاء خود احتياج به علّت دارد . مراد از زوال ظاهرا متلاشى شدن و اضمحلال است نه انتقال از مكان ، منظور از « زالتا » اشراف به زوال است ، و گرنه بعد از زوال ، امساك متصور نيست اگر مشرف به متلاشى شدن گردند ، جز خدا از متلاشى شدن نگاهشان نمىدارد ،
أَنْ تَزُولا
تقديرش « من ان تزولا - لئلا تزولا » است .
إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً
حلم و بردبارى و گذشت خدا ، سبب مىشود كه آسمانها و زمين تا رسيدن اجلشان ، متلاشى نشوند ، در الميزان فرموده : خداوند به علّت حليم بودن در كارى عجله نمىكند و به علّت غفرانش ، جهات عدم در اشياء را مىپوشاند ( و اللَّه اعلم ) اين سخن مىرساند كه بالاخره زمانى خواهد رسيد كه « ان تزولا » تحقق پذيرد ، به نظر مىآيد « غفور » به معنى
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 49 | على اكبر قرشى بنابى