41 - خدا آسمانها و زمين را نگاه مىدارد از اينكه متلاشى شوند ، و اگر مشرف به متلاشى شدن شوند جز خدا كسى نتواند نگاه دارد ، خدا بردبار و آمرزنده است .
42 - به خدا قسم خوردند ، قسمى محكم ، كه اگر براى آنها پيامبرى آيد ، يكى از هدايت يافتهترين امتها مىشوند ، پس چون پيامبرى به آنها آمد ، جز نفرت بر آنها نيافزود .
43 - به علت استكبار و حيله بد ، با آنكه حيله بد جز حيلهگر را احاطه نمىكند ، آيا انتظار دارند مگر طريقهء گذشتگان را ؟ پس در طريقهء خدا تغييرى نمىيابى و در طريقهء خدا هرگز انتقالى نمىيابى .
44 - آيا در زمين سفر نكردهاند تا بنگرند چگونه شد عاقبت آنان كه پيش از آنها بودند و از مكيان قويتر بودند ، چيزى در آسمانها و زمين ، خدا را عاجز نتواند كرد خدا دانا و تواناست .
45 - اگر خدا مردم را در مقابل عملشان مؤاخذه مىكرد در روى زمين جنبندهاى نمىگذاشت ليكن آنها را تا رسيدن وقت معين به تأخير مىاندازد و چون اجلشان بيايد خدا به بندگان خويش بيناست .
كلمهها
كفور : صيغهء مبالغه است يعنى بسيار ناسپاس و بسيار كافر ، در هر دو به كار رفته است .
يصطرخون : صراخ و صريخ : فرايد و صيحهء شديد و يارى خواستن و يارى كردن ، صريخ به معنى فريادرس نيز آيد « يصطرخون » در اصل با تاء منقوط است يعنى ناله مىكنند و يارى مىطلبند .
مقت : بغض شديد نسبت به كسى كه كار بد كرده است ، « مقته مقتا :
ابغضه اشدّ البغض عن امر قبيح » .